الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )
246
أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )
العقل يحكم بوجوب رجوع الجاهل إلى العالم ، فلا بد ان يحكم الشارع بذلك أيضا ، إذ ان هذا الحكم العقلى من الآراء المحمودة التى تطابقت عليها آراء العقلاء ، و الشارع منهم ، بل رئيسهم . و هذا الوجه أقرب الوجوه فى إثبات حجية قول اللغوى ، و لم أجد الآن ما يقدح به . 3 . ظهور تصورى و تصديقى اصولدانان گفتهاند ظهور بر دو قسم است : 1 . ظهور تصورى ، كه از وضع ناشى شده تابع علم به وضع مىباشد و عبارت است از دلالت مفردات كلام بر معانى لغوى يا عرفى آن . 2 . ظهور تصديقى ، كه از مجموع كلام ناشى مىشود و عبارت است از دلالت همهء سخن بر معنايى كه دربر دارد . اين دلالت در صورت عدم قرينه بر خلاف ، مطابق دلالت مفردات كلام است . و در صورت وجود چنين قرينهاى ، بر خلاف دلالت مفردات خواهد بود . ظهور تصديقى متوقف برآن است كه متكلم سخن خود را به پايان برد . به دنبال اين ظهور ، ظهور تصديقى دومى مىآيد و آن ظهور سخن در آن است كه اين معنا مراد متكلم مىباشد . اين ظهور متوقف بر عدم قرينهء متصل و منفصل ، هر دو ، است ، بر خلاف ظهور تصديقى نخست كه تنها متوقف بر عدم قرينهء متصل مىباشد . ارزيابى : به نظر ما ظهور جز يك قسم نيست و آن دلالت لفظ بر مراد متكلم است ، كه آن را دلالت تصديقى مىناميم . پيش از اين گذشت كه آنچه دلالت تصورى ناميده شده ( كه براساس آن ظهور تصورى تصوير شده است ) در واقع دلالت نيست . تقسيم ظهور تصديقى به دو قسم نيز از باب تسامح است ، و گرنه قرينهء منفصل ،